روزهای دانشجویی

من بد بد بد

جمعه, ۷ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۲۲ ب.ظ

یه بار که عصبی بودم از همه چیز سر مامانم خالی کردم و گفتم ببین فلانیم بچش اندازه منه ولی خودش متخصصه ولی تو چی؟بچه اولت به دنیا اومد بهونه کردی و قید همون کارمندیتم زدی و دیگه نرفتی

ولی بعدش فهمیدم اگه اون بنده خدا دنیا دنیاا پول داشته باشه به پای عشقی مامانم ریخته پای ما دوتا نمیرسه

مامانم از تفریح خودش زد به ما رسید از لباس خودش زد تا ما نو باشیم مامانم تلخیای زیاد کشید تا به اینجا رسیدیم

مامانم دوتا بچه ایی تربیت کرد بدون هیچ عقده و حسادتی بدون هیچگونه ادعایی

از رفتار اون روزم خیلی پشیمونم میدونم دلش شکسته

  • ۹۷/۱۰/۰۷