روزهای دانشجویی

دوری و دلتنگی

جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۳۰ ب.ظ

ماهایی که اقوام خوبمون یه شهر دیگن وقتی برمیگردیم شهر خودمون از شدت دلتنگی کف و خون بالا میاریم:((

  • ۹۷/۰۸/۱۸

نظرات (۳)

باز هم برو خداتو شکر کن خوب تو فامیل تون یافت میشه هنوز! 
پاسخ:
خیلی محدودن ولی اره بازم شکر
  • ملکه شیشه ای
  • منم همیشه دور از اقوام بودم . مثلا آرزوم بود مامانم زنگ بزنه مدرسه بهم بگه ظهر برو‌ خونه مامانبزرگت ! یا غروب سرزده بریم خونه ی خاله م ! 
    ولی خب همیشه باید چشمم به تقویم میبود تا ی تعطیلی باشه و شاید دوروز دور هم جمع بشیم ! از گریه ها و کولی بازی های موقع برگشت که نگم دیگه :))
    حالا ها که وسعت بیشتر هم شده ! چند تا از ایران رفتن . و‌من هم که حتی کنار مامانم و بابام هم نیستم ! چه برسه به فامیلا ! 
    واقعا دوری خیلی سخته :( 
    پاسخ:
    واقعا درکت میکنم مثلا اون زنگی که هرگز بهمون زده نشد بریم خونه مادربزرگامون
    عملا الان میفهمم دانشجو یه شهر دیگه بودن چقدر سخته چقدر دلتنگی پشت اون خدافسیا:(
    :(
    پاسخ:
    :(((